ایران به عنوان میزبان حدود ۶ میلیون مهاجر افغانستانی – یکی از بزرگترین جمعیتهای مهاجر در جهان – با پدیدهای دوگانه مواجه است: این مهاجران به عنوان نیروی کار ارزان به اقتصاد کمک میکنند، اما همزمان فشارهای اجتماعی، امنیتی و مالی سنگینی بر جامعه وارد کردهاند. در سال ۲۰۲۵، بیش از ۱.۵ میلیون نفر از این مهاجران به افغانستان بازگردانده شدهاند، که حدود ۷۰ درصد آنها داوطلبانه گزارش شده است. این مقاله جنبههای اقتصادی و اجتماعی را بررسی میکند، با تمرکز بر دادههای اخیر و دیدگاههای متنوع.
نقش اقتصادی: نیروی کار کلیدی با ریسکهای بازگشت
مهاجران افغانستانی از دهه ۱۹۷۰ به عنوان منبع نیروی کار ارزان در ایران عمل کردهاند و عمدتاً در بخشهای ساختمانی، کشاورزی و خدمات مشغول هستند. در پروژههای عمرانی تهران و شهرهای بزرگ، بیش از ۵۰ درصد نیروی کار را تشکیل میدهند، که هزینههای تولید را کاهش داده و به رشد اقتصادی در دوران تحریمها کمک کرده است. این حضور نه تنها خلأهای بازار کار را پر کرده، بلکه به صادرات محصولات کشاورزی و ساختمانی یاری رسانده است.
با این حال، اخراجهای گسترده ۲۰۲۵ – بیش از ۷۵۰ هزار نفر – کمبود نیروی کار را تا ۲۰ درصد افزایش داده و پیشبینی میشود بخش ساخت و ساز را مختل کند. در افغانستان، بازگشت این جمعیت بیکاری محلی را تشدید کرده است. بحثهای عمومی در X نشان میدهد که برخی مهاجران را “نیروی محرک” میدانند، در حالی که دیگران مشکلات ساختاری اقتصاد ایران را عامل اصلی میشمارند.
چالشهای اجتماعی: محدودیتها و تنشهای فرهنگی
از منظر اجتماعی، مهاجران با محدودیتهای شدید روبرو هستند:
ممنوعیت دسترسی به یارانهها، حساب بانکی، مسکن و درمان بدون مجوز، آنها را حاشیهنشین کرده است. سیاستهای اخراج ۲۰۲۵ با گزارشهای خشونت، بازداشتهای خودسرانه و تبعیض همراه بوده، که سازمان ملل آن را “بازگشت اجباری جمعی” توصیف کرده و هشدار از فروپاشی سیستمهای بشردوستانه داده است.
نرخ تولد بالای مهاجران (۵ فرزند به ازای هر خانواده در مقابل ۱.۷ برای ایرانیان) نگرانیهای جمعیتی ایجاد کرده و در برخی محلهها به تنشهای محلی منجر شده است. گزارشهایی از جرایم خشونتآمیز، شبکههای جنایی و لینچهای محلی علیه مهاجران متهم به جرایم جنسی وجود دارد، که به فرسایش سرمایه اجتماعی دامن زده است. در X، کاربران ایرانی اغلب از “فاجعه جمعیتی” و “نفوذ امنیتی” سخن میگویند، در حالی که جوانان افغان با انزوا، عدم دسترسی به آموزش و مشکلات روانی دست و پنجه نرم میکنند.
نتیجهگیری: به سوی سیاستهای متعادل
مهاجران افغانستانی ترکیبی از فرصت اقتصادی و چالش اجتماعی هستند؛ آنها به رشد کمک کردهاند، اما سیاستهای سختگیرانه تنشها را افزایش داده است. ایران نیاز به رویکردی متعادل دارد: صدور مجوزهای کاری موقت، سرمایهگذاری در ادغام اجتماعی و همکاری با افغانستان و سازمانهای بینالمللی. بدون این تغییرات، مهاجرتها به جای فرصت، به تهدیدی پایدار تبدیل خواهند شد. بحثهای X حاکی از جستجوی تعادل در جامعه است، اما صدای مهاجران اغلب نادیده میماند.
ندای کابل