نشست مخالفان طالبان در پاکستان؛ چرخش واقعی یا استفاده ابزاری؟
نشست اخیر مخالفان طالبان در پاکستان، که با حضور چهرههای برجستهای از جبهه مقاومت ملی افغانستان، فعالان مدنی، و سیاستمداران تبعیدی برگزار خواهد شد، توجه بسیاری از ناظران منطقهای و بینالمللی را به خود جلب کرده است. این رویداد پرسشهایی جدی را درباره اهداف و انگیزههای پاکستان در قبال طالبان و آینده سیاست خارجی اسلامآباد در افغانستان مطرح میکند. آیا این نشست نشانهای از چرخش واقعی در سیاست پاکستان است؟ یا صرفاً ابزاری برای مدیریت و مهار طالبان در چارچوب منافع راهبردی پاکستان؟
فرضیه: استفاده ابزاری برای مدیریت طالبان
با بررسی قرائن و شواهد موجود، به نظر میرسد که نشست مخالفان طالبان در پاکستان بیشتر از آنکه نشانه چرخش واقعی باشد، ابزاری تاکتیکی برای مدیریت طالبان و اعمال فشار بر آنهاست. دلایل این تحلیل به شرح زیر است:
شواهد و قرائن مؤید استفاده ابزاری
- تاریخچه روابط پاکستان و طالبان پاکستان از دهه ۱۹۹۰ تاکنون یکی از حامیان اصلی طالبان بوده است. نهادهای امنیتی پاکستان، بهویژه سازمان اطلاعات ارتش (ISI)، نقش کلیدی در شکلگیری، تجهیز و پشتیبانی طالبان ایفا کردهاند. این سابقه نشان میدهد که تغییر ناگهانی در سیاست اسلامآباد بعید است مگر در پاسخ به تحولات راهبردی.
- افزایش تنشهای مرزی و امنیتی در ماههای اخیر، حملات مرزی طالبان به نیروهای پاکستانی و پناه دادن به گروههای تروریستی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP) موجب نگرانی شدید اسلامآباد شده است. نشست مخالفان طالبان میتواند پیامی هشدارآمیز به طالبان باشد که پاکستان گزینههای دیگری نیز دارد.
- فشارهای بینالمللی بر پاکستان پاکستان تحت فشارهای فزایندهای از سوی غرب، بهویژه آمریکا، برای مهار افراطگرایی و حمایت از راهحلهای سیاسی در افغانستان قرار دارد. برگزاری چنین نشستی میتواند بهعنوان ژستی دیپلماتیک برای نشان دادن حسن نیت اسلامآباد تعبیر شود، بدون آنکه الزاماً به تغییر بنیادین در سیاستهایش منجر شود.
- کنترل فضای نشست توسط نهادهای امنیتی گزارشها حاکی از آن است که نشست مخالفان طالبان با هماهنگی و نظارت نهادهای امنیتی پاکستان برگزار شده است. این امر نشان میدهد که اسلامآباد بهدنبال مدیریت دقیق پیامدهای این نشست و استفاده از آن در چارچوب منافع خود است.
آیا چرخش واقعی محتمل است؟
اگرچه برخی نشانهها مانند دعوت از چهرههای منتقد طالبان و اجازه برگزاری نشست در خاک پاکستان میتواند نشانهای از تغییرات تدریجی باشد، اما این تغییرات بیشتر تاکتیکی و موقتی به نظر میرسند. چرخش واقعی مستلزم تغییر در ساختار تصمیمگیری امنیتی پاکستان و بازنگری در سیاست راهبردی آن در قبال افغانستان است امری که تاکنون مشاهده نشده است.
نتیجهگیری
نشست مخالفان طالبان در پاکستان را باید در چارچوب تلاشهای اسلامآباد برای مدیریت بحران افغانستان، اعمال فشار بر طالبان، و پاسخ به فشارهای بینالمللی تحلیل کرد. این نشست بیش از آنکه نشانهای از چرخش واقعی باشد، ابزاری برای تنظیم مجدد روابط با طالبان و حفظ نفوذ پاکستان در معادلات افغانستان است. تا زمانی که نهادهای امنیتی پاکستان به نقش سنتی خود در حمایت از طالبان ادامه دهند، نمیتوان از تغییر بنیادین در سیاست این کشور سخن گفت.
دکتر رمضانعلی رحیمی