خلع سلاح حزبالله؛ تهدیدی برای امنیت لبنان و توازن منطقهای
در بحبوحه تحولات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا، طرح خلع سلاح حزبالله لبنان بار دیگر به صدر گفتوگوهای سیاسی و امنیتی بازگشته است. این طرح که از سوی برخی جریانهای داخلی و با حمایت تلویحی قدرتهای خارجی مطرح شده، در ظاهر با هدف تقویت حاکمیت دولت و ارتش لبنان ارائه میشود، اما در واقع میتواند پیامدهایی بسیار خطرناک برای ثبات داخلی لبنان و توازن منطقهای به همراه داشته باشد.
زمانبندی نادرست؛ لبنان در آستانه فروپاشی
لبنان امروز با بحرانهای چندلایه مواجه است: فروپاشی اقتصادی، بیثباتی سیاسی، فساد ساختاری و شکافهای اجتماعی. در چنین شرایطی، تضعیف یکی از مهمترین بازیگران امنیتی کشور—یعنی حزبالله—نهتنها کمکی به حل بحرانها نمیکند، بلکه میتواند خلأ قدرتی ایجاد کند که هیچ نهاد داخلی توان پر کردن آن را ندارد.
ارتش لبنان، با وجود تلاشهای قابلتحسین، از نظر تجهیزات، بودجه و انسجام عملیاتی در سطحی نیست که بتواند جایگزین کامل حزبالله در تأمین امنیت مرزهای جنوبی و مقابله با تهدیدات خارجی باشد. خلع سلاح حزبالله در این مقطع، به معنای بیدفاع شدن لبنان در برابر تجاوزات احتمالی اسرائیل و بیثباتی داخلی خواهد بود.
حزبالله؛ فراتر از یک گروه نظامی
حزبالله تنها یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه بخشی از ساختار سیاسی، اجتماعی و امنیتی لبنان است. این گروه در کنار نقش نظامی، در عرصههای خدمات اجتماعی، رسانهای و حتی سیاست داخلی نیز حضور دارد. مهمتر از آن، حزبالله یکی از ارکان اصلی محور مقاومت منطقهای است که در برابر پروژههای سلطهطلبانه اسرائیل و آمریکا ایستادگی کرده است.
تضعیف حزبالله، بهویژه در زمانی که ایران، سوریه، عراق و یمن در حال بازتعریف اتحادهای منطقهای هستند، میتواند موجب فروپاشی انسجام محور مقاومت شود و معادلات منطقهای را به نفع قدرتهای مداخلهگر تغییر دهد.
اسرائیل و آمریکا؛ شریکانی غیرقابل اعتماد
یکی از استدلالهای اصلی حامیان طرح خلع سلاح، امید به حمایت آمریکا و اسرائیل از دولت لبنان و ارتش آن است. اما تجربه تاریخی نشان داده که این دو قدرت هرگز شریک قابل اعتمادی برای لبنان نبودهاند.
در جنگ ۲۰۰۶، اسرائیل خسارات گستردهای به زیرساختهای غیرنظامی لبنان وارد کرد، در حالی که آمریکا نهتنها واکنشی نشان نداد، بلکه از ادامه عملیات نظامی حمایت کرد. توافقهای امنیتی و سیاسی با آمریکا و اسرائیل، مانند توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳، نهتنها پایدار نبودند بلکه موجب تشدید بحران داخلی شدند.
دلبستگی به قدرتهایی که اولویت شان امنیت اسرائیل و مهار ایران است نه توسعه و استقلال لبنان میتواند کشور را وارد چرخهای از وابستگی، بیثباتی و درگیریهای نیابتی کند.
نتیجهگیری؛ نیاز به راهحل بومی و مستقل
خلع سلاح حزبالله در این مقطع زمانی، اقدامی خطرناک و غیرمسئولانه است. این طرح نهتنها امنیت ملی لبنان را تهدید میکند، بلکه میتواند موجب فروپاشی محور مقاومت و افزایش نفوذ قدرتهای خارجی در منطقه شود.
لبنان نیازمند راهحلی بومی، مستقل و مبتنی بر اجماع داخلی است نه بر فشارهای خارجی و وعدههای قدرتهایی که بارها نشان دادهاند بهدنبال منافع خود هستند، نه ثبات و استقلال لبنان.
نویسنده و تحلیلگر : دکتر رمضانعلی رحیمی